پرسه

عبور از کوچه باغ های پاییزی و صدای خش خش برگ ها زیر قدم های عاشقانه، روایتی پر شور از یک پرسه آزادانه؛ جایی که رهایی، زیباترین قاب های یک روز سرد اما دلگرم کننده را می سازند.


نورِ پاییز عجول است؛ آن‌قدر که مجالی برای چیدمان و وسواس نمی‌گذارد. در همان مهلت اندک، شیب تند پرتوهای آفتاب و هندسه‌ی تاریک‌ و روشنِ شاخه‌ها بر تن دیوار، بستری زنده ساخت تا بی‌هیچ ژست تصنعی، تنها نبضِ حضور و پیوند آرام این دو نفر را امتداد دهم.